تبليغاتX
ورودی های اقتصاد نظری 86 چمران اهواز
چهار نفر بودند که اسمشان اين ها بود :‌

_ همه کس ،
_ يک کسي ،
_ هر کسي ،
_ هيچ کس
.

کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هر کسي مي توانست اين کار را بکند ،‌ اما هيچ کس اين کار را نکرد
.
يک کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد
.
سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هر کسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست انجام بدهد
.


من نگویم که به حرف دل من گوش کنید

بهتر آن است که این قصه فراموش کنید

عاشقان را بگذارید بنالند همه

مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید

+ نوشته شده توسط علی رئوفی در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 12:9 |
سلام

امروز ( ۸ مرداد) روز  تولد منه.برای همه این روز یه روز خوب و به یاد موندنیه.قبلآ می خواستم این کار رو انجام بدم اما گفتم از تولد خودم شروع می کنم.

از تمام هم کلاسیهای عزیز می خوام هر وقت سر زدید به وبلاگ در قسمت نظرات همین مطلب تاریخ تولدتون رو بگید تا از ترم دیگه یه برنامه خوب براتون داشته باشیم البته بگم اصلآ اجباری نیست و فقط صرف ایجاد شادی و صمیمیت بین بچه های کلاسه.

+ نوشته شده توسط محسن صحت در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت 15:35 |

خدایا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان 

اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.

لذتها را به بندگاه حقیرت بخش و درد های عظیم را بر جانم بریز.

خدایا به من توفیق تلاش در شکست

صبر در نا امیدی

رفتن بی همراه

جهاد بی سلاح

کار بی پاداش

فداکاری در سکوت

دین بی دنیا

مذهب بی عوام

عظمت بی نام

خدمت بی نان

ایمان بی ریا

تنهایی در انبوه جمعیت

و دوست داشتن بی آن که دوست بدارند

روزی ام کن.

اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست

او جانشین همه نداشتن هاست

 

                                               دکتر علی شریعتی


هر روز صبح وقتی خورشيد طلوع می کند؛

يک غرال شروع به دويدن ميکند و می داند :

سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود.

هر روز صبح وقتی خورشيد طلوع می کند؛

يک شير شروع به دويدن می کند و می داند :

که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگی نميرد ؛

مهم نيست غزال هستی يا شير !!!

با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن ...

 

+ نوشته شده توسط علی رئوفی در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 11:30 |
درراستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .
1- روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

2- روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

3- روش سوسکی: بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

4- روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

6- روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

7- روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین.

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
+ نوشته شده توسط محسن صحت در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 11:0 |
هـیـچ کـس ویرانـیم را حس نکرد

وسـعـت تـنـهایـیـم را حـس نـکرد

در مـیـان خـنـده هـای تـلـخ مـــن

گـریـه پـنـهـانـیـم را حـس نـکـــرد

در مـیـان لـحظـه های بی کسی

درد بی کس ماندنم را حس نکرد

آن کـه بـا آغــاز مـن مـانـوس بود

لـحـظـه پـایـانـیـم را حـس نـکــرد

 

+ نوشته شده توسط محسن صحت در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 18:0 |

اقتصاد قهرمانیت مبارک

 

از طرف خودم و تمام اقتصادی های ۸۶ نظری

 این قهرمانی را به تمام بازیکنان شیردل این تیم

 تبریک می گم.

از آقای نبوی ریاست دانشکده نیز که برای

 تماشای بازی فینال تشریف آوردن تشکر میکنم.

+ نوشته شده توسط محسن صحت در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 15:21 |
توی زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهربازی می مونن از بودن با اونا لذت می بری ولی باهاشون به جایی نمی رسی !

اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتن هاست

در زندگی به انهایی دل می بندیم که ما را نمی خواهند و از وجود انهایی که ما را میخواهند بی خبریم شاید این تنها دلیل تنهاییمان باشد

 

+ نوشته شده توسط ک.جابری در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:53 |

مقدمه

با توجه به ريسك پايين بازار پول، سرمايه‌گذاران جزء، بيشتر تمايل دارند پس اندازهاي خود را در قالب سپره‌گذاري در بانكها نگهداري كنند تا ماهانه صاحب سودي شوند و هر زمان نيز به پول نياز داشتند بسرعت در دسترسشان قرار گيرد.

اين نوع بازدهي از سرمايه در واقع سرمايه‌گذاري محسوب نمي‌شود، بلكه سپرده‌گذاري بقصد كسب سود ماهانه بي‌دردسري است كه دارنده سرمايه بدون زحمت و فارغ از توجه و تفكر پيرامون مسائل اقتصادي تنها به سود اندك پايان ماه مي‌انديشد.

اما ورود به بازار سرمايه در جايگاه برتري قرار دارد چرا كه دارنده سرمايه با كمك تفكر و تجزيه و تحليل علمي و با بهره‌گيري از يكسري قواعد، سرمايه خود را صرف كسب مالكيت هرچند اندك در يك بنگاه اقتصادي مي‌نمايد.

هرچند كه اينگونه سرمايه‌گذاري ريسك خاص خود را دارد اما با بهره‌گيري ابزارها و قواعد سرمايه‌گذاري مي‌توان ريسك را به شكل متناسبي كاهش داد. لذا بمنظور درك بهتر از شرايط بازار سرمايه به شرح يكسري از قواعدي مي‌پردازيم كه هر يك نسبت به شرايط خاص كاربردهاي متفاوتي خواهند داشت. در ذيل به مواردي در اين زمينه اشاره مي‌گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رئوفی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:42 |

1 – فرض کنید تابع مطلوبیت مصرف کننده ای به صورت u = 100 x y  باشد . الف ) مطلوبیت نهایی x و y  را به دست آورید . ب ) اگر قیمت هر واحد x  برابر 20 (واحد پول ) و قیمت هر واحد y برابر 10 (واحد پول ) باشد و مصرف کننده ای قصد داشته باشد 500 واحد پول هزینه کند چه مقدار از هر کالا را خریداری خواهد نمود ؟

 

2 – فرض کنید تابع مطلوبیت مصرف کننده ای به صورت  u = 20 x y باشد اگر قیمت هر واحد x  برابر 8 و قیمت هر واحد  y برابر 4 و درآمد مصرف کننده 200 باشد میزان مصرف از هر کالا را به دست آورید .

 

 

3 – تابع مطلوبیت مصرف کننده ای a = x y  با درآمد m = 100  وpy= 1 , px= 2  داده شده است چه مقدار مصرف کالا رفاه مصرف کننده را حداکثر می کند .

 

4 – با توجه به تابع مطلوبیت زیر تابع تقاضای فرد را برای کالای x   به دست آورید. کشش تابع تقاضای به دست آمده چگونه است ؟ در یک نقطه فرضی آن را محاسبه کنید                                                   

U= 2 x y

Py = 4

C = 400

 

 

5 – فرض کنید قیمت هر واحد کالای x  برابر 10 و هر واحد کالای y  برابر 5 باشد با توجه به جدول مطلوبیت نهایی زیر مقدار تقاضا برای هر کالا را در درآمد 85 به دست آورید .

 

  10       9         8         7         6         5             4          3          2           1

QX

  15      20        25     30       35        40           45        50        55         60

mux

  5        10        16      20       30       40          50         60         80        100

muy

 

 

 

  6– تابع مطلوبیت مصرف کننده ای به صورت v = x y  داده شده است . اگر p x = p y = 1   و m=100  باشد ، چه مقدار مصرف دو کالا مطلوبیت فرد را حد اکثر می کند .

 

 

7 – تابع مطلوبیت فردی به صورت زیر است  U = 2 C S  ( C  ساعت تفریح و S  ساعات استراحت این افراد است ) اکر این افراد در ازای هر ساعت کار 5 تومان دستمزد بگیرد و در ازای هر ساعت تفریح 10 تومان خرج کند این فرد در شبانه چند ساعت کار ، چند ساعت استراحت و چند ساعت تفریح می کند .

+ نوشته شده توسط علی رئوفی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:10 |
الف)۹:۴۵ رسید دانشگاه

ب)کی؟

الف)چه فرقی میکنه چمران اینهمه دانشجو داره

ب)میشه من باشم؟؟

الف)چرا میخوای تو باشی؟!!!

ب)تو که گفتی فرقی نمیکنه

الف)ok

ب)من حاضرم تو کی

الف)بی ادب بقیه بچه ها میخوان داستانو بخونن....نمیشه از این حرفا زد

ب)منظورم...

الف)ساکت....حرف نزن

ب)ولی من...

الف)گفتم ادامه نده

توجه:البته همه میدونیم که منظور ب این بود که من حاضرم داستانو ادامه بدیم، نه....

الف)۹:۴۵ رسید...ببخشید رسیدی دانشگاه...

ب)اصلا نمیخواد اسم منو بگی..همون سوم شخص بهتره

الف)میذاری داستانو بگم

ب)(سکوت)

الف)۹:۴۵ رسید دانشگاه

ب)پسر بود یا دختر؟؟؟

الف)بسکوت چه فرقی به حال تو داره؟؟!!!

ب)واسه اطلاعات عمومی پرسیدم

الف)یعنی اگه اینو بگم بیخیال میشی؟؟!!!

ب)اره...

الف)پسر! بود

الف)۹:۴۵ رسید  دانشگاه

ب)چه رشته ای میخونه؟

الف)بابااااااااااا من چه می دونم.....فرض کن اقتصاد

الف)خب کجا بودم....ا

ب)میگم حالا نظریه یا بازرگانی؟؟؟

الف)نظریییییییییییییییییییییییییییی.....بسه دیگه بذار حرف بزنم

ب)چشم ببخشید

الف)۹:۴۵ رسید دانشگاه

ب)حالا خودمونیما....ورودی چه سالیه ؟؟

الف......

الف)........................

الف)..

توجه:سکانس بعدی همراه با بیان احساسات و حرکات موزون برای شیرفهم کردن ب توسط الف و همچنین استفاده از کلماتی نظیر(شرمنده...از گفتنشان معذوریم....)میباشد...برای اطلاع از جزییات خواهشا هیچ گاه مراجعه نفرمایید...وگر نه...وگرنه....بد حالتونو میگیریم...

الف)خوب چی میگفتم....اها... ۹:۴۵رسید دانشگاه

پ)خونشون کجاست؟؟خوابگاهی هست؟؟؟

الف)ای بابا...اقای نویسنده این چه وضعشه...پ دیگه کیه...این از کجا اومد ما که پ نداشتیم..

توجه:به علت فشار های وارده (از کجا؟؟!!) بر الف وی از پرداختن به ادامه داستان انصراف داد...(وارد جزییات نشوید)..

علی رئوفی)سلام

علی رئوفی)ساعت ۹:۴۵(رسیدم رسیدی رسید رسیدیم رسیدید رسیدند)دانشگاه....واحد نبود

ب)چرا نبود...

علی رئوفی)تو هنوز زنده ای

ب)چه فرقی میکنه.....(در گوشی:با نویسنده تبانی کردیم الف بندازیم بیرون...تو هم حواست به خودت باشه...وارد جزییات نشو...)

علی رئوفی)به به اقای ب خوبین شما؟؟..

علی رئوفی)عرض کنم خدمتتون که به علت افزایش شیفت کاری راننده ها و ثابت موندن حقوقشون اعتصاب کرده بودن...

ب)خب که چی؟

علی رئوفی)!!!!!!هیچی بی خیال...خودتون خوبین؟؟

سام ظهرابی)علی تا همینجا کافیه...تمرین خوبی بود...اما یه سوال

علی رئوفی)بپرس..

سام ظهرابی)نمایش نامه رو کجا اجراش کنیم؟؟؟

علی رئوفی)(سکوت همراه با تفکر)

ب)تو آمفی تاتر روانشناسی

سام ظهرابی)روانشناسی؟؟!!!!

علی رئوفی)ما که اقتصاد می خونیم چرا اونجا؟؟؟

ب)یادته که اول تو گوشت چی گفتم...وارد جزییات نشید

توجه:{علی و سام در گوشی حرف میزنن:

          علی)بزنیمش؟؟

          سام)میزنیمش) 

           و......... }

ما هم از طرف خودمون خدمت خانواده ب تسلیت عرض میکنیم....

پیام......:در تاریخ ۲۴/۲/۸۷ رانندگان دست به اعتصاب زدند...دکتر پیش بین(عضو هیئت علمی اقتصاد) در امفی تاتر روانشناسی سیمینار داشتند...

 

+ نوشته شده توسط سام ظهرابی در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:30 |